باقرى بيدهندى
238
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
تقسيم صبر ( حديث 185 ) الصّبر صبران : صبر على ما تكره و صبر على ما تحبّ . صبر و شكيبائى دو گونه است : يكى بر آنچه كه دوست ندارى ، ديگرى بر آنچه كه دوست دارى . غرر الحكم ج 1 صفحه 79 حديث 1914 شكيب و صبر ميدان بر دو قسم است * كه صابر رهرو اندر آن دو رسم است يكى بر آنچه مكروهش شمارى * كنى صبر و بسويش رو نيارى دوم بر آنچه آن را داريش دوست * كه آنجا صبر و طاقت سخت نيكوست فرود آيد بدل تا كه معانى * دهم شرحى كه نيك آن را بدانى بلا و فقر را دارى تو دشمن * از آن همواره بيزارى و تن زن ز ايزد چون ندانى مصلحت را * همى خواهى غنا و عافيت را صلاح حال تو چون عكس آنست * برويت از كراهتها نشان است در آنجا بايدت شكر و صبورى * ز ناشكرى و بىصبريت دورى دوم مال و جمالى را تو جويا * طريقى را خلاف شرع پويا زنى صاحب جمالى خاطرت شيفت * دلت را لعبتى مهر وى بفريفت همى خواهى بوصل وى رسيدن * ز گلزار جمالش غنچه چيدن ولى چون شرع اين در بر رخت بست * شكيبائيت را بايد زدن دست ز حسن يوسف و عشق زليخا * بود اين دو مثل نيكو هويدا زليخا بهر يوسف بود بيخويش * پى وصلش جگر خونين و دل ريش ز عناب لبش ميل رطب داشت * هميشه كام دل از وى طلب داشت و ليكن بود يوسف روى گردان * ز عفت ، از زنا بودى گريزان